تبلیغات
باید کاری کرد
حاج آقا ملت خر نیستند ما خوابیم! | دلنوشته ,

به بهانه ی این پی امی که به دستم رسید متن زیر را نوشتم" زنان بدحجاب مانند الاغ های پالان دار هستند....امام جمعه مهریز یزد"

 

ادبیات اسلامی یک ادبیات مودبانه و توام با رحمت و عطوفت و البته به جای خود همراه با قاطعیت است ... که اشداء علی الکفار و رحمابینهم ... موقعیت شناسی و تعیین مصداق در اینکه این دسته از افراد را باید کفار فرض کرد یا از خود، مقوله ای حساس و مهم است که با تامل در مصادیق روایات صادق براین امور و نهایتا  شناسایی متد و روش اهل بیت (ع) در اینگونه موارد روشن میشود. و به دلایل واضح و مسلم اینگونه افراد مصداق اشدا علی الکفار نمی باشند چرا که اگر فارغ از دیدگاه های عرفانی به مبحث ایمان و کفر (دیدگاه فقهی) به موضوع بنگریم ایشان از جامعه مسلمینند و حفظ آبرو و شان آنها واجب. واین نکته ای است که این امام جمعه متعصب و البته سطحی بزرگوار از آن غافل بوده اند .

 

درثانی کسی که یک رویه نا مناسب را برای گفتار و کردار خود می گزیند بدون شک بنیان فکری سالم و صحیحی ندارد و چنین افرادی  اصطلاحا نه میگذارندو نه بر میدارند و درجامیگویند خر خودتی و ... .

 

همچنین باید پرسید در عصر ارتباطات و درکشاکش شبیخون فرهنگی به افرادی که اینگونه اند چه خوراک فکری و معنوی یی داده ایم که حالا به حکم ناسپاسی و تمرد از آن ایشان را به چوب مجازات مورد نوازش قرار داده و انها را نه تنها خر بلکه خر بدون پالان خطاب می کنیم .

 

اساسا باید این ادبیات طلبکارانه را کنار گذاشت. ابتدا وظیفه و رسالت خود را نسبت این افراد با استفاده از شیوه های موثر ارائه کرد و بعد از ان اگر نتیجه ای حاصل نشد آنوقت میتوان گلایه کرد که  باز هم نمیتوان این قدر سطحی و عوامگرایانه با موضوع برخورد کرد . موضوعی که به استناد خیابان ها و دانشگاه های ما  اکثریت و یا حداقل جمع کثیری از زنان مملکت را شامل میشود. اینجاست که رگه هایی از کج فهمی در دین و عدم ولایتمداری که برخی سنگ ان را به طرز جالبی به سینه میزنند را به وضوح میتوان مشاهده کرد. که سال انسجام ووحدت را را واژه های هایی نظیر پشم و کشک مترادف میکند . البته این دسته ازافراد میتوانند یک دلیل منطقی ! بیاورند و آن اینکه سال انسجام اسلامی پارسال بود یا نصفش گذشته و رو به پایان است !... دیدی استناد بیخود کردی ! وگرنه ما  از او به یک اشاره و از ما به سر دوینیم !.

 

دفاعیه : حقیر بعضا در مقالات منتشره در برخی جراید و سیوت اینترنتی به جمعی از مسولین عزیزمان گلایه هایی کرده و میکنم و احیانا در خلوت خود به دلیل فشاری که شیطان رانده شده بر من اورد و اغفالی که ما را نمود دچار گناه شده و حرف های  بی ناموسی زدم به برخی از اینها که ذیلا ازخود دفاع میکنم تا به اشتباه با این امام جمعه عزیز دریک دایره قرار نگیرم .

 

اولا که اون نماینده ی بی شعوری که میرود نماینده میشود بلاخره سوادی دارد درسی خوانده به یک بالندگی و توانمندی در زمینه های مختلف رسیده که رفته و داوطلب وکالت مردم بیچاره شده ! غیر ازاین است ؟! حال اگر بوی گند رابطه بازی و رانت خواری از عملکرد ایشان بیاید ایشان به واسطه علمی که دارند حجت برشان تمام شده و سیبل خوبی برای تیر های گلایه و انتقاد و حتی فحش های بی ناموسی هستند . به عبارت دیگر اگر ناتوان است و علم کافی به مسولیت خود ندارد چرا رفته نماینده و مسول شده مگر نه مولا علی فرمود اگر بدانی توانایی برای انجام کاری داری اما یک نفر از تو توانمند تر هم هست باید کار را به او بسپاری؟ (نهج البلاغه خطبه ی چندم؟!) پس حالا که شده و حاظر به گم کردن گورش هم نیست پس حتما فکر میکند اصلح است ! اما چون بررسی کارشناسانه عملکرد او چیز دیگری میگوید بنابر این مستحق انتقاد  است و البته فحش و کسی نمی تواند بر حقیر خرده بگیرد که بر دیوانه هرجی نیست . و دراینکه من دیوانه ام یا نه میتوانی بیایی و امتحان کنی  چند ماه با اینها بپری اگر دیوانه نشدی هر چی خواستی فحش بده به این مسولین .

 

بگذاریم و بگذریم با یک خاطره ی جدید و داغ عرایضم با به پایان می برم باشد که موثر بیفتد .... باری نیم ساعت پیش رفته بودم به هوای یک قلیان که ببینم گیرم می آید یا نه که البته نیامد یعنی اساسا پشیمان شدیم ... چیکار داری آقا  خانمک جوان فوق العاده ! ای امد و از من ادرس پرسید من همینطور که سرم پائین بود نجابت را از چشمان  و چهره ی این دخملک ملوس خواندم یعنی فرصت نشد همه اش را بخوانم اما وسط ابروهایش نوشته بود ( نجیب ِ مظلوم) من گفتم نمیدانم  وبه راهم ادامه دادم ... به مجتمع که رسیدم خانم محترم به اون یکی دوستشان که ایشان هم عجیب محترم بودند به من اشاره کردند و یک چیزی گفتند ... که فکر میکنم گفت :هی اون آقاهه ... خلاصه اینکه همسایه ما به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک یک پارتی خفن شهوتناک ترتیب داده که این دو جمیله هم از جمله میهمانان بودند و اکنون نیز می باشند ...

 

باز هم بگذاریم و بگذریم ... هر چه صدای قهقهه ها بلند تر میشود و صدای وولوم دیس دیس و این صوحبتها، بنده برغم همه نادانی ام بیشتر اذیت میشوم ازبار مسولتی که بر دوش آگاهان و نخبگان فرهنگی جامعه بوده و هست و روی زمین مانده  بعد فکرش را بکن میآیی آف میخوانی میبینی نوشته بد حجاب ها خر هستند و این صوبتا ... جسارتا با پوزش از جامعه بد حجاب و بی حجاب کشور باید عرض کنم ... این بندگان خدا که فرای تعارف و تواضع منفی و مثبت  حتم دارم به مراتب از من به ظاهر مسلمان بهترند مظلومند ، گناه دارند و قابل ترحمند مظلوم از ظلم آگاهان ... قابل ترحم از تندی دست اندکاران و مظلوم از بی اطلاعی و جهلی که خانواده و مدرسه و جامعه را در بر گرفته ...

 

متن تصحیح نشده میباشد چون اساسا نوشتن را کنار گذاشتم برای مدتی ضمن اینکه دیس دیس پارتی همسایه هم اجازه این را نمیدهد که فکر کنم درست و حسابی پس قید نگارش و املاء را هم میزنم ! ...پراکنده گویی هاا را جمع بندی نموده و  به صلاحدید خود به فکرمبارک تزریق بفرمائید.  همین


نوشته شد میم.کاف در پنجشنبه 7 شهریور 1387 و ساعت 08:08 ق.ظ
به نام خدا | دلنوشته ,

به نام خداوند اندیشه های بلند و عزم های راسخ

به نام خدا

نخواستیم کوچک باشیم و تاب نیاوردیم حقارت را

مومن به درستی راه و مسلح به اعتقاد و برادری پای در نهادیم

و قرارمان بود از اول گام، که تا به آخر مردانه باشیم

بازو به بازوی هم

یکی برای همه

همه برای تعالی

رویایمان قله های دور بود

و میعادمان اینکه کم نگذاریم

پس بال گشودیم

نگزیدیم کلاغ بودن را، هزار سال زنده بر لاشه ها

به عقاب چشم دوختیم

بلند پروازی آموختیم

و بر بلند قله، آشیان ساختن را

هوای پاک ستیغ کوهها به سینه کشیدن را

آری انسان در نهایت شبیه رویاهایش می شود

سایت همتبار


نوشته شد میم.کاف در سه شنبه 5 شهریور 1387 و ساعت 07:08 ق.ظ
+ حاج آقا ملت خر نیستند ما خوابیم!+ به نام خدا+ روز معلم+ زخم دل+ + یك غزل ناقص + خسته از تكرار فرداهای بی حاصل+ دوباره توبه شكستم + السلا م علی معذب فی قعر السجون + رسم است بین عشاق + خونه تكونی + و اما مجنون ... + عزیزا کاسه چشمم سرایت + ازدواج + عشق

1 2 3 4 5 6 7 ...