تبلیغات
حرف های غیر رسمی من - عشق
حرف های غیر رسمی من
واژه‌ها را می‌شناسم، و با طایفه‌ای از نجیب‌ترین آن‌ها دارد و ستد دارم... تولید محتوا

عشق

نوشته شده در تاریخ : 8 فروردین 84   04:03

نوع مطلب :مطالب  ،

شاگردی از استادش پرسید:" عشق چست؟ "استاد در جواب گفت: عشق یعنی... همین


نوشته شده توسط:کیان
نظرات() 



رامین
12 فروردین 84 12:04
سلام... خیلی قشنگ بود از این استاد اگه چیز دیگه ای هم داری بنویس خیلی خوب بود.
زندگی بدون عشق، به درختی می ماند بدون شکوفه و میوه. عشق بدون زیبایی، به گل هایی می ماند بدون رایحه و به میوه هایی که هسته ندارند
رویا افروزان کیانمهر
11 فروردین 84 02:03
سركار خانم زینت خانم ( سلام الله علیك )ضمنا ما به حرمت حضرتعالی تو بلاگتون جوابیه ننوشتیم البته منتی هم نداریم ولی اگه هم ناراحت می شید كسی نظر مخالف بده بالای بلاگتون بنویسین هر كی با سلیقه م وافكار من موافقه فقط نظر بده ـ ضمنا اشعارتون رو هم با توجه به اینكه فرمودین چندتایی اثر زیر چاپ دارین مشتاقانه و به صراحت !!! اعلام می كنم كه بدین بخونم حالا هر جور كه برای همه مقدوره ما هم یكی از سیل مشتاقان به ادبیات و هنر مندا ـ در پایان به رسم ادب از اینكه به (( نظر بنده )) اهمیت دادین و قلم فرسایی كردین ازتون ممنونم ـ راستش سعی كردم از شما بیشتر جوابیه بنویسم خدای نكرده بی ادبی نشه ـ والا خیلی از حرفها خیلی ازرش و اهمیت گفتن نداشتن در پایان باید بگم كه واقعا شوكه شدم از بر داشت شما نسبت به كامنتی كه گذاشتم ـ ـ بگذریم دوست !!!! من سخت نگیر بازم ممنون كه از نقدتون ـ همین
رویا افروزان کیانمهر
11 فروردین 84 02:03
همكار گرامی سر كار زینت خانم : بنده با یه هنر كه اونم بی هنریه شاید كه همه مطالب شما رو نخونده باشم ولی حضرتعالی رو در شگفتم كه با سه هنر نتونستین منظور منو از محدود نوشته هایی كه براتون كامنت گذاشتم برداشت كنید ـ بنده كی عرض كردم كسی كه صورتش لكه داره شیر پاك كن استفاده نكنه یا .... بنده عرض كردم زیبایی زنان ما به چز دیگری است نه به فلان و بهمان اشتباه گفتم ؟ آیا تایید در فلسفه به نشانه رد چیزی هست ؟
رویا افروزان کیانمهر
11 فروردین 84 02:03
مطلب دوم اینكه خدمت خواهر خوب خودم عارضم كه : من خیلی دوستانه و یه جورایی كارشناسانه گفتم با توجه به تجربیاتم (( در همین حد ذره كه هستیم )) از لحاظ روانشاسی مخاطب برای اینكه اثر پذیری بیشتری از یه موضوع داشته باشه باید باید فضا سازی متاثر از اون محیط روی اون به اندازه كافی تاثیر بذاره ــ بحث هنر ادبی شما یه بحث مجزا از هنر گریم و خود ارایی ! شما هست كه جسارتا من گفتم بهتره توی دو تا بلاگ جدا گانه باشه كه به این مهم هم نیم نگاهی شده باشه و این رو صرفا به خاطر بهتر !تر شدن بلاگتون گفتم ـ (( البته بازم به اندازه همون محدودی كه متوجه می شم )) ـ این رو هم اگه دلتون می خواد برید از هر روانشاس یا بلاگ نویس حرفه ای بپرسید ـ یا از هر كس دیگه ـ اگه هم هیچ كس با من موافق نبود ـ خواستین به واسطه حق همكاری بهشون بگین ولی یه كسی هست كه خیلی ادعاش میشه نظرش چیز دیگه ای هست
رویا افروزان کیانمهر
11 فروردین 84 02:03
ببین خانم زینت خانم عزیز ـ من نه دادستانم نه قاضی كه بخوام حالا یه چیزی رو به شما بقبولونم ـ یه چیزی هست به نام كامنتینگ كه دیگران می آن نظر شخصی شونو !!! در باره نوشته های دیگران می نویسن و بنا هم نیست اینجا یا هر كجای دیگه روی نظر دیگران رو بازم روش بحث بشه ـ اسمش مشخصه نظر !! حالا آدم خواست می آد میگه مثلا فلانی دستت درد نكنه از نظرت استفاده كردم (( كه این شخصیت آدم رو نشون می ده )) ـ یا هیچی نمیگه و یا می آد و كلی توهین هم به صداقت مردم می كنه (( كه این هم شخصیت آدمرو نشون می ده )) البته من دارم كلی عرض می كنم شان شما اجل از این مباحث هست
زینت
10 فروردین 84 06:03
در ادامه من با نویسنده های ذیگه فرق دارم هرگز وبلاگمو به شکل و خواست دیگران که باب میلشون باشه در نمی ارم من دارای چند هنرم و مستقیم از هر نظر می خوام با مردم در ارتباط باشم و هنرمو چه از نظر ارایشی چه از نظر نویسندگی چه اشعارمو در وبلاگ شخصی خودم به طور راحت و ازادانه به مردم انتقال بدم شما هم در صورت تمایل فقط قسمت نوشته هامو به خونید و نظر بدید قسمت اموزش خود ارایی جداکانه می باشد امید وارم پاسخ مناسبی به نظر شما داده باشم در هر حال اگه شما در خصوص شعر های من تمایل به همکاری و استفاده دارید بطور واضح به من مطرح کنید
زینت
10 فروردین 84 06:03
در ادامه بگم وبلاگ هر کسی باید طبق خواست صاحب اون نوشته بشه مثل خودتون که طبق سلیقه و عقیذه شخصی تون نوشته میشه پس شما هر عزیزی که هستی بدون وقتی زنی صورتش لک داره فقط کرم پودر و محصولات ارایشی اونو پوشش میده اشکالی داره به طور رایگان اطلاعات مهم و قابل استفاده به دوستانم میدم
زینت
10 فروردین 84 06:03
سلام عزیزم ممنون از اینکه نظرتو گفتی اما اینو بدون اگه تمام مطالب وبلاگمو می خوندی با دقت می فهمیدی که من سفارشات ارزندهای رو به زنها راجع به زیبایی شخصیت توصیه کردم من برای تشویق زنان و دختران اموزش گذاشتم تا بتونم اونهارو برای شنیدن مطالب عرفانی جذب کنم
رویا افروزان کیانمهر
10 فروردین 84 05:03
دویدیم ودویدیم و دویدیم
کلامی نه از عشق شنیدیم ونه از مهر بدیدیم!!!
مهشاد
10 فروردین 84 01:03
اگر شعری خواستی به من بگو برات میفرستم
10 فروردین 84 01:03
سلام وبلاگ جدید مبارک امیدوارم همچنان موفق باشی مهشاد
مژگان
10 فروردین 84 11:03
زیبا بود . بدرود
مژگان
10 فروردین 84 11:03
زیبا بود . بدرود
ramram
9 فروردین 84 07:03
سلام.بازم مثل همیشه زیبا بود.
و عشق تنها عشق
تو را به گرمی یک سیب می کند مانوس.....
یا علی.بازم خبرم کنید.
rahro
9 فروردین 84 07:03
سلام.آدمی عاشق زاده شده و کاش عاشق بماند.
بسیار لطیف بود.سال خوبی داشته باشید.
یا حسین.
تنهای غریب بی نشان
9 فروردین 84 04:03
سلام هم مطلب تو عالی بود ـ هم شعر یه دوست ـ آفرین
یه دوست
9 فروردین 84 03:03
ترسم از بوی دل سوخته ناخوش گردد/ مرسانی به وی ای باد صبا بوی مرا ـ زیبا بود
افق
9 فروردین 84 01:03
سلام ـ جالب بود .....موفق باشید
پسر مهربون
9 فروردین 84 01:03
سلام آقا ـــ اولا كه مخلصیم
دومن كه تفاسیر دیگه ای از شما شنیده بودیم تو بحثاتون
سومن كه التماس دعا
خانومی
9 فروردین 84 01:03
سلام خوبید ؟ ..........ممنون جاب بود ــ به ما هم سر بزنید آقا معلم
من
9 فروردین 84 01:03
این هم یه حرفی
9 فروردین 84 07:03
سلام .. زیبا بود ..
ان تی (ناصر )
9 فروردین 84 06:03
سلام.... تفسیر من از عشق را که می دونی ..... عشق را همچون شرابی می توان تفسیر کرد ..... کام را از کاسه و پیمانه باید سیر کرد .... و تا آخر برات که شعر را فرستادم ..... خوب اینم یه شاه بیت از خودم نیست اما .....
من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش / گر کخ قصد سوختن داری بیا مردانه باش ......
من این سفارش را می کنم حتما عاشق شو ......
چون وقتی که عاشق شدی به کمال ولقعی می رسی .....
و این را بدون هیچ چیز نمی تونه مثل خدا و ائمه به دل آرامش بده ....
و اونقدر عاق شو که جونت را بتونی فدای حضرت کنی ... چنان که اون پیر دنیا دیده فرمود : ...
چهل سال سرمان را بر روی دست گرفتیم تا بفرمایند کجا تقدیم کنیم ....
یا علی ... اگر گذرت افتد به کشور دوست ما را هم از دعای خیرتان بی بهره نکنید ......... فعلا
كاظم
9 فروردین 84 06:03
سلام، این عشقی كه میگی، خیلی ضایع است كه! یه جور دیگه نگاه كن بهش. به نظر من اصلاً گندمی در كار نیست!
کمیل
9 فروردین 84 02:03
اللهم عجل لولیک الفرج ... سلام ... خیلی جالب بود ... موفق باشی ... باولایت تا شهادت .. یاعلی
رزمنده
9 فروردین 84 02:03
ما مخلص همه بر و بچ با صفای با مرام و خوش تیپ مسجد سلیمون هم هستیم
سید داوود
9 فروردین 84 02:03
عشق ای عشق ای عشق ...............پدر این عشق بسوزه بخدا ...........تو هم رگ مارا گرفتی ول كن هم نیستی بابا الرژی دارم به عشق تورو خدا اقلا كلمشو عوض كن ـ- فدات بشم راستی آبدیت كردم
سفیر دل
9 فروردین 84 02:03
سلام قربون داداش گلم برم

اون عشق این روز ها بینیش عرا عمل كرده رو تو اون بلاگت خوندم خیلی زیبا بود ولی نشد نظر بدم
مژگان
9 فروردین 84 02:03
سلام دوست عزیز ...........عشق به گندام زار مهمه یه دسته گندم به هیچ دردی نمی خوره
سعید
9 فروردین 84 01:03
سلام ......... گفتم شاید باز دست به قلم شدی و در باره این نوشتی )۰ عاشق نشو خره )) ـ-عالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30